تبليغاتX
من مرجان شوهر می خواهم
کاش می شد از یه جایی دانلودت می کردم
شوهر من
 

شوهر من

که شوهر بام های جهان است

هر شب با آسمان آن سوی پنجره ام همخوابه می شود

وصبح

بوی پیاز داغ و اسکادا

وهم اتاقم را منتشر می کند.

 

شوهر من

   که از اسلام

        چهار زن صیغه ایش را می داند

و از یهود

پهلوی چپ مرد را

    و از مسیح

      بکارت عذرا را

 برای همه زن های همسایه

    و دوستان دوره دبستانم

وهمه همکاران اداره ام

     تره خرد می کند

    سفره می اندازد

و از زیبایی نگاه و سینه هایشان سخن می گوید !

و هر بار که ته مانده سفره را در سر من می تکاند

می گوید

- باید امسال بهار بچه بیاوری !

 

شعر از دوست خوبم:م

+ نوشته شده در ساعت 9:24 توسط مرجان دختر تنها |
سرود شجاعان

در اولين جلسه دانشگاه استاد ما خودش را معرفی نمود و از ما خواست كه كسی را بيابيم كه تا به حال با او آشنا نشده ايم، برای نگاه كردن به اطراف ايستادم، در آن هنگام دستی به آرامی شانه‌ام را لمس نمود، برگشتم و خانم مسن كوچكی را ديدم كه با خوشرويی و لبخندی كه وجود بی‌عيب او را نمايش می‌داد، به من نگاه می‌كرد.

او گفت: "سلام عزيزم، نام من رز است، هشتاد و هفت سال دارم، آيا می‌توانم تو را در آغوش بگيرم؟"

پاسخ دادم: "البته كه می‌توانيد"، و او مرا در آغوش خود فشرد.

پرسيدم: "چطور شما در چنين سن جوانی به دانشگاه آمده ايد؟"

به شوخی پاسخ داد: "من اينجا هستم تا يك شوهر پولدار پيدا كنم، ازدواج كرده يك جفت بچه بياورم، سپس بازنشسته شده و مسافرت نمايم."

پرسيدم: "نه، جداً چه چيزی باعث شده؟" كنجكاو بودم كه بفهمم چه انگيزه‌ای باعث شده او اين مبارزه را انتخاب نمايد.

به من گفت: "هميشه رويای داشتن تحصيلات دانشگاهی را داشتم و حالا، يكی دارم."

پس از كلاس به اتفاق تا ساختمان اتحاديه دانشجويی قدم زديم و در يك كافه گلاسه سهيم شديم،‌ ما به طور اتفاقی دوست شده بوديم، ‌برای سه ماه ما هر روز با هم كلاس را ترك می‌كرديم، او در طول يكسال شهره كالج شد و به راحتی هر كجا كه می‌رفت، دوست پيدا می‌كرد، او عاشق اين بود كه به اين لباس درآيد و از توجهاتی كه ساير دانشجويان به او می‌نمودند، لذت می‌برد، او اينگونه زندگی می‌كرد، در پايان آن ترم ما از رز دعوت كرديم تا در ميهمانی ما سخنرانی نمايد، من هرگز چيزی را كه او به ما گفت، فراموش نخواهم كرد، وقتی او را معرفی كردند، در حالی كه داشت خود را برای سخنرانی از پيش مهيا شده‌اش، آماده می‌كرد، به سوی جايگاه رفت، تعدادی از برگه‌های متون سخنرانی‌اش بروی زمين افتادند، آزرده و كمی دست پاچه به سوی ميكروفون برگشته و به سادگی گفت: "عذر می‌خواهم، من بسيار وحشتزده شده‌ام بنابراين سخنرانی خود را ايراد نخواهم كرد، اما به من اجازه دهيد كه تنها چيزی را كه می‌دانم، به شما بگويم"، او گلويش را صاف نموده و‌ آغاز كرد: "ما بازی را متوقف نمی‌كنيم چون كه پير شده‌ايم، ما پير می‌شويم زیرا كه از بازی دست می‌كشيم، تنها يك راه برای جوان ماندن، شاد بودن و دست يابی به موفقيت وجود دارد، شما بايد بخنديد و هر روز رضايت پيدا كنيد."

"ما عادت كرديم كه رويايی داشته باشيم، وقتی روياهايمان را از دست می‌دهيم، می‌ميريم، انسانهای زيادی در اطرافمان پرسه می‌زنند كه مرده اند و حتی خود نمی‌دانند، تفاوت بسيار بزرگی بين پير شدن و رشد كردن وجود دارد، اگر من كه هشتاد و هفت ساله هستم برای مدت يكسال در تخت خواب و بدون هيچ كار ثمربخشی بمانم، هشتاد و هشت ساله خواهم شد، هركسی می‌تواند پير شود، آن نياز به هيچ استعداد خدادادی يا توانايی ندارد، رشد كردن هميشه با يافتن فرصت ها برای تغيير همراه است."

"متأسف نباشيد، يك فرد سالخورده معمولاً برای كارهايی كه انجام داده تأسف نمی‌خورد، كه برای كارهايی كه انجام نداده است"، او به سخنرانی اش با ایراد «سرود شجاعان»پايان بخشيد و از فرد فرد ما دعوت كرد كه سرودها را خوانده و آنها را در زندگی خود پياده نمایيم.

در انتهای سال، رز دانشگاهی را كه سالها قبل آغاز كرده بود، به اتمام رساند، يك هفته پس از فارغ التحصيلی رز با آرامش در خواب فوت كرد، بيش از دو هزار دانشجو در مراسم خاكسپاری او شركت كردند، به احترام خانمی شگفت‌انگيز كه با عمل خود برای ديگران سرمشقی شد كه هيچ وقت برای تحقق همه آن چيزهايی كه می‌توانید باشید، دير نيست.

+ نوشته شده در ساعت 9:13 توسط مرجان دختر تنها |
حکایتی جالب از امیر کبیر
در سال 1264 قمري، نخستين برنامه‌ي دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبله‌كوبي مي‌كردند.
اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نمي‌خواهند واكسن بزنند. به‌ويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مي‌شود هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باخته‌اند، امير بي‌درنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله مي‌كوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبي سرباز زدند. شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مي‌شدند يا از شهر بيرون مي‌رفتند روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در همه‌ي شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن فقط سي‌صد و سي نفر آبله كوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچه‌هايتان آبله‌كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم جن زده مي‌شود. امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني، حال، گذشته از اينكه فرزندت را از دست داده‌اي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي. پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم. اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمي‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقيقه ديگر، بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد. در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مرده‌اند. ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب، من تصور مي‌كردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است كه او اين چنين هاي‌هاي مي‌گريد. سپس، به امير نزديك شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براي دو بچه‌ي شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشك‌هايش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده‌اند امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مي‌كنند. تمام ايراني‌ها اولاد حقيقي من هستند و من از اين مي‌گريم كه چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند
+ نوشته شده در ساعت 22:49 توسط مرجان دختر تنها |
مردها همشون هیزند
 
+ نوشته شده در ساعت 2:40 توسط مرجان دختر تنها |
BAD boys
BAD boys really do get the girls, according to new research.

This week's New Scientist says two studies in the US have found that men with antisocial personality traits are more likely to have a prolific s.e.x life.

The so-called 'dark triad' traits include impulsiveness, narcissism, thrill-seeking and deceitfulness, it says.

+ نوشته شده در ساعت 23:28 توسط مرجان دختر تنها |
ازدوج اجباری
+ نوشته شده در ساعت 18:52 توسط مرجان دختر تنها |
امنیت اجتماعی!!!!!!!!!!!!!!!
درپی حضور گشت محسوس و نامحسوس ارشاد در معابر و پشت بامها و در راستای این که اخیراً شرکتهای خصوصی نیز مشمول طرح امنیت اجتماعی قرار گرفته اند،کارشناسان مسایل بشری،پیش بینی می کنند طرح"گشت خانه به خانه"نیز بزودی در دستور کارقرار گیرد.در همین رابطه،ما پیش دستی کردیم و به سبک مصاحبه تلویزیونی ایشان با برنامۀ مثلث شیشه ای،گفت و گویی ترتیب دادیم که می خوانید و متنبه می شوید

- حضور سردار محترم و عزیز،از همین ابتدا اگر اجازه بفرمایید می خواهم وارد چالش بشوم و یک سوال جنجالی را مطرح کنم:شما چگونه تصمیم گرفتید خانه به خانه بگردید و امنیت مردم عزیزمان را تامین کنید؟
- بسیار سوال چالشی خوبی را مطرح کردید. در این رابطه،باید بگویم که مردم عزیز،بخصوص خواهران محترم ما،در خانه های مختلف از ما خواستند که این طرح را اجرا کنیم و زوایای مختلف نوع روابط اعضای خانواده،نوع پوشش،مسایل خانوادگی،رضایت همسر و شمارۀ کارت ملی و شناسنامه را به طور دقیق وارسی و بررسی نماییم.پس اول به دلیل خواست مردم و دوم خواهران(که حفظ عفت و عصمت آنها بر عهدۀ نیروی انتظامی است) این طرح را پیاده کردیم.

- بله.در رابطه با تایید فرمایشات سردار،بنده خبری را از قول خبرگزاری آسوشیتد پرس می خوانم که متاسفانه نوشته مردی در خانه،همسرش را خفه کرد و بعدش او را کباب کرد و درسته قورت داد.البته توضیح دیگری نداده ولی به هر حال،آیا به نظرتان نمی رسد باید در راستای حفظ کیان خانواده،بررسی ها را دقیق تر کرد؟
- بله.ما،در این طرح،حتی یخچال خانه ها را می گردیم که آدم توی آن نباشد.در چند خانه متاسفانه با صحنه های زشت و شنیعی روبرو شدیم که زبان از گفتن آن شرم دارد ولی من برای تنبّه افکار عمومی ،آن را اعلام می کنم:در کمد یکی از خانه ها،چند تا چکمه به چنگ ماموران ما افتاد که صاحب آن،تصمیم داشت به شیوۀ مذبوحانه ای خودش را با آن ها متبرج کند.

- جناب سردار!بعضی از مردم مطرح می کنند که خانه،مثل شرکت خصوصی،حریم خصوصی است و ماموران برای گشتن آن باید حکم قضایی داشته باشند. شما با کدام استدلال قانونی تمام خانه ها را می گردید؟
- بعضی از مردم حرف مفت می زنند.به این عزیزان عرض می کنم که ما،به لحاظ قانونی از نظر اصول موضوعۀ قوانین کیفری و اجرایی که در همۀ طول تاریخ وضع شده و تمامی اصول آن را در بر می گیرد ،وظیفه داریم کسانی را که با اقدامات و رفتارهای نابجای خود در خانه ها،موجب ترویج کج رفتاری در جامعه می شوند و امنیت اجتماعی را به خطر می اندازند نقره داغ کنیم و برای گشتن تمام سوراخ-سمبۀ تمام خانه ها،حکم داریم که از نوامیس مردم دفاع کنیم.

- پس نتیجه می گیریم که حرکت شما، قانونی است؟
- بله،صددرصد.هم قوانین اجتماعی و سیاسی،هم قوانین اقتصادی و تجاری و بورس و مدنی .تمام اصول آن به ما این حق را داده است.شما می دانید بر اساس تمام قوانین مترقی،دیگر امروزه،حریم خانه،حریم خصوصی حساب نمی شود.یعنی اینقدر مساله ابعاد و مواضع پیچیدۀ علمی دارد.

- مراحل انجام این طرح به چه صورت بود؟
سوال بسیار مناسبی را از زاویۀ زوایای گوناگون مطرح کردید.ما،اول یک سری بررسی های علمی با کمک دانشمندان و متفکران کلیه دنیا انجام دادیم.بررسی های دقیق در اساتید به خاطر مقالات سمینارهای تخصصی عنوان کردیم که حدود 24679123مقاله برایمان ارسال شد و یافته های نظرگاهی پیدا کردیم وبه این نتیجه رسیدیم که باید اصلاح را از خانه ها انجام دهیم چون شخصیت افراد در جامعه،در خانه ها ساخته می شود.پس خانه بهیچوجه حریم شخصی نیست. بر این اساس،خانه ها را به دو دسته تقسیم کردیم:گروه اوٌل موسوم به ویلایی.گروه دوّم خانه هایی که اصطلاحاًبه آن آپارتمانی می گویند و حتی در جوامع امروزی،گاهی اوقات آنقدر دراز است که از نظر علمی به آن برج می گویند.البته دستۀ سومی هم وجود داشت که دانشمندان اعتقاد داشتند نه این است و نه آن.یعنی خانه هایی که به آن اصطلاحاًکلنگی و یا بساز و بفروشی می گویند. که ما تحقیق کردیم دیدیم بعضی از آنها متروکه است و حتی شیر آب آن نشت می کند.گام بعدی این بود که ابتدا و قبل از اجرا کار روانی در بارۀ آن روی مردم انجام دهیم که خوشبختانه انجام دادیم و الآن وارد فازهای گستردۀ آن شده ایم و مدام داریم کارهای روانی را گسترده تر می کنیم.

- موفقیت طرح را چگونه می بینید؟
- بر اساس تحقیقات میدانی و کتابخانه ای که دانشمندان ما،در نیروی انتظامی انجام داده اند،بیش از99/99 درصد مردم از این طرح ابراز رضایت و استقبال و حمایت قاطع و بی سابقه کرده اند .بخصوص ما، تعداد زیادی تماس ازسوی نوامیس مردم داشتیم که از نیروی انتظامی تشکر کردند.بر اساس همین تحقیقات، امنیت بانوان و دوشیزگان در خانه ها ارتقای ویژه پیدا کرده و بر اساس گفتۀ منابع موثق، تا آسمان هفتم رفته است.

- در انتها شما دو دقیقه وقت دارید که هر چه لازم می بینید بفرمایید؟-
من می خواهم همین جا به کلیه آحاد مردم و بانوان عزیز که یکپارچه ما را مورد تشویق و قدردانی قرار دادند قول بدهم که بزودی اقدامات مبسوط دیگری در رابطه با زوایای مختلف افراد و آحاد مردم در دست اجرا داریم که بزودی اعلام می کنیم...

+ نوشته شده در ساعت 18:6 توسط مرجان دختر تنها |
رهنمود های حضرت آیت الله العظمی بهجت(حفظه الله تعالی)

 

 

چند سال است که در کارهایم دچار مشکل می شوم که راهها به رویم بسته می شود، از جمله در زمینه اشتغال و ازدواج، و هر چه از خدا طلب یاری می کنم، راه مساعدی گشوده نمیشود؟

 

ج: بسمه تعالی- زیاد از روی اعتقاد کامل بگویید: «أستغفر الله»، هیچ چیز شما را منصرف نکند غیر از ضروریات و واجبات تا کلیه ابتلائات رفع شود، بلکه بعد از رفع آنها هم بگویید، برای اینکه امثال آنها پیش نیاید؛ و اگر دیدید رفع نشد، بدانید یا ادامه نداده اید، یا آنکه با اعتقاد کامل نگفته اید. والله العالم.

 

 

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی

 بهجت(حفظه الله تعالی)

+ نوشته شده در ساعت 17:31 توسط مرجان دختر تنها |
 

 

+ نوشته شده در ساعت 17:30 توسط مرجان دختر تنها |
زنان خیابانی
مرتضي فضل‌‏علي افزود: وجود پديده زنان خياباني واقعا مساله‌‏اي زشت و نامبارك براي جمهوري اسلامي ايران است و قطعا با وجود اين همه حوزه‌‏هاي ديني، سازمان‌‏هاي تبليغاتي و دستگاه‌‏هاي فرهنگي و ارشادي و ساير دستگاه‌‏هاي ديگر، وجود اين پديده بسيار ناميمون است. 

وي افزود: البته زنان خياباني به چند گروه تقسيم مي‌‏شوند، اول عده‌‏اي كه به هر صورت دنبال سودجويي‌‏ها، لاابالي‌‏گري‌‏ها و ناهنجاري‌‏هاي اجتماعي هستند و بخش ديگري كه معمولا نيز رشد اخير پديده زنان خياباني را در كشور موجب شده است، زناني هستند كه به دليل فقر و نداري و بدبختي تن به اين مساله داده‌‏اند. 

وي افزود: البته دسته دوم زنان خياباني، علي‌‏القاعده بايد شناسايي شوند و بايد از دسته اول زنان خياباني تفكيك شوند و با معرفي آنها به نهادهايي نظير كميته امداد امام خميني(ره)، بهزيستي و هلال احمر، علت گرايش آنها به تن‌‏فروشي را از بين ببريم. 

فضل‌‏علي، با اشاره به رشد باندهاي فساد در كشور، گفت:‌ ‏متاسفانه عده‌‏اي از اين زنان خياباني كه معمولا نيز در دسته دوم مي‌‏گنجند، افرادي هستند كه شايد اسير دست يك‌‏سري گردانندگاني باشند كه از زمينه مساعد در جامعه ما چنين سوءاستفاده‌‏هايي مي‌‏كنند. 

وي با تاكيد بر جمع‌‏آوري زنان خياباني از پايتخت كشور، گفت: رشد محسوس اين پديده در كشور هم براي مردم دردآور و هم سوال برانگيز است. 

عضو كميسيون اجتماعي مجلس هفتم ادامه داد: متاسفانه متوليان بحث مبارزه با پديده زنان خياباني، باري به هر جهت كار مي‌‏كنند و دچار روزمرگي شده‌‏اند و با حساسيت لازم و كافي به مبارزه با پديده زنان خياباني نمي‌‏پردازند و يا اينكه تنها به صورت مقطعي به موضوع مي‌‏پردازند. 

فضل‌‏علي افزود: علي‌‏القاعده بايد يك تشكيلات و سازماني تشكيل شود تا به عنوان تشكيلات مادر حلقه‌‏هاي ذيربط در مبارزه با زنان خياباني را با هم مرتبط و كل مجموعه را هدايت كند. 

وي، در مورد تشكيل جايگاه‌‏هاي ويژه براي فعاليت زنان همانند رژيم گذشته و يا برخي كشورهاي جهان، گفت:‌‏ اين چنين تشكيلاتي كه بخواهيم زنان خياباني را شناسنامه‌‏دار كنيم و به آنها رسميت دهيم، با جامعه ديني تناسب ندارد. 

وي اضافه كرد: در كشوري كه حكومت ‌‏اسلامي را پياده كرده و دنبال مي‌‏كند و كرامت انساني مطرح است، رسميت دادن به زنان خياباني قطعا مناسب نيست. 

فضل‌‏علي افزود: براي چاره جويي اساسي، بحث زنان خياباني بايد تسهيلات ازدواج نظير مسكن و اشتغال را ايجاد كرد، سپس اگر عضوي پيدا شد كه بخواهد مخل فرهنگ و اجتماع باشد، با آن برخورد قضايي شود. 

وي، ازدواج موقت را در شرايط كنوني جامعه چاره‌‏ساز ساماندهي به بحث زنان خياباني دانست و گفت: ازدواج موقت مي‌‏تواند بحث قابل قبولي باشد، منتهي چيزي كه الان در جامعه ما نمي‌‏توان اسم آن را آورد، بحث ازدواج موقت است؛ زيرا در ذهنيت جامعه جا باز نكرده است و متاسفانه در فرهنگ ما جا نيفتاده است. 

به نقل از ایسنا

+ نوشته شده در ساعت 17:26 توسط مرجان دختر تنها |
احمدی نژاد دو گانه سوزمان کرد

یکی از دل یکی از جای دیگر

+ نوشته شده در ساعت 17:18 توسط مرجان دختر تنها |
نغزترین جملات
لبهایم را روی نقاطی از سرشان که مو نداشت گذاردم ، آنجا هم داغ و مرطوب
بود ، بی اختیار با زبانم کمی از رطوبت را برداشتم !
این قسمت را بدون توضیح بخوانید ، در صورتی که نتوانستید حدس بزنید مربوط به
کدام صحنه از فیلم !!! است ، مجبورید به آخرین جملات مراجعه نمائید !

بعضی از جملات آنچنان غیر قابل باور است که مجبور شدم مرجع خبر را بنویسم
و الا مابقی جملات به قدری مشهورند که قابل کتمان نیستند.

احمدی نژاد : مردم با شنیدن نام دموکراسی تهوع میگیرند . (اعتماد 30 فروردین 86)
محمد علی رامین : برای مبارزه با توطئه استکبار ، نام خلیج فارس را به
خلیج مسلمانان تغییر دهیم.

عشرت شایق : مردان در استادیومها با دیدن ما زنان عشق میکنند و به رعشه
می افتند و جیغ میزنند...گناه دارد چون موجب مریض شدن آقایان می شود
(13 دی 84 )
جنتی : قبل از انقلاب نام هرکسی را که می خواستند از صندوق در می آمد. ( )
جنتی : ( در رابطه با انتخاب محمود احمدی نژاد ) مردم هم قد خود را انتخاب کردند .
(8 تیرماه 86 - نماز جمعه)
سعید جلیلی ، دبیر فعلی شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی : ما حاضریم نام
خلیج فارس را به خلیج دوستی تغییر دهیم. آنچه تحت عنوان خلیج دوستی
مطرح شده یک شعار نیست
بلکه نگاه راهبردی جمهوری اسلامی ایران است.
(10 دیماه 85 در دیدار با یوسف بن علوی عبداله ، وزیر خارجه عمان )

هاشمی رفسنجانی : در ابتدای پیروزی انقلاب و حتی در پیش نویس
قانون اساسی بحث ولایت فقیه مطرح نبود .
در شورای انقلاب هم این مسئله به ذهن ما و امام خطور نکرد.

احمدی نژاد : همه مردم دنیا در جریان انرژی هسته ای با ما موافقند ، فقط یکی دو
تا از این کشورها مانده اند که آنها هم چیزی از مهرورزی و عدالت نمی دانند.
(18 شهریور 86 - واحد مرکزی خبر )
احمدی نژاد : از تمام دنیا برای حل مشکلاتشان با ما تماس می گیرند .
( ایلنا آذر 84 )
احمدی نژاد : در امریکا دانش آموزان امریکایی می گفتند ... شما زنگ بزنید ، ما
صدایتان را پشت بلندگوی مدرسه می گذاریم تا همه بفهمند شما چه می گوئید .
(آفتاب 23 مهر 85 )
فاطمه رجبی ، همسر الهام : ( در رابطه با احمدی نژاد ) اگر جان بدهم برای
این تحفه الهی کم است !

احمدی نژاد : دنیا به سرعت در حال احمدی نژادی شدن است !

شاهرودی ، رئیس قوه قضائیه : مردم جهان عاشق مسئولان ما هستند .

خزعلی ، عضو شورای نگهبان : امام خمینی گفتند کاری کنید که زنان رئیس جمهور
نشوند .
(وب سایت معاونت امر به معروف و نهی از منکر نیروی مقاومت بسیج
10 فروردین 87 )
خزعلی ، عضو شورای نگهبان : حضرت علی در کودکی گوش بچه ها ( یی که به
پیامبر توهین میکردند ) را گاز می گرفت !
( سخنرانی در باکو ، روز میلاد حضرت علی )
خزعلی : امیدواریم روزی عید غدیر جای نوروز را بگیرد و عید بزرگ ما شود !
جنتی : 12 فروردین روز عید بزرگ ماست و باید این روز را ( بجای نوروز) جشن
گرفت .


رفسنجانی : خب بله منهم در جوانی کارهایی کرده ام که هنوز روم نمیشه بگم.

فرمانده نیروی هوایی: امریکا در مانور آخر خلیج فارس در برابر مانور ایران
شکست خورد .

کروبی : آقایان به رای مصلحتی باور دارند و دخل و تصرف در رای مردم را
حرام نمیدانند .

مشائی ، مشاور رئیس جمهور : استفاده از روسری در ایران اجباری نیست ،
..، ایرانیان در ترکیه می توانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند ، هم بی حجاب
شوند و هم با مایو بگردند .
(آفتاب 6 تیر 85 )
ملا حسنی : ما در اسلام آزادی نداریم .

ناطق نوری : مشکل کشورهای منطقه این است که ولایت فقیه ندارند.

سردار مقصودعینی : همینجا خدمت ایشان ( امام زمان ) عرض میکنم که اگر بخاطر
گناهان ما در ظهور شما تاخیر شده است ، ما را از بین ببرید تا راه ظهور باز شود.
سردار مقصود عینی : به برکت همین لباس روحانیت است که بلا از این نیرو
دفع می شود !

حجه الاسلام علی زادسر : به مردم اعلام کنید که نمایندگان هیچکاره اند تا کسی
سراغ ما نیاید . ( سایت زادسر 8 آذر 85)

و اما عاشقانه ترین جملات قرن !
سایت رفسنجانی ، روزشمار خاطرات از فوت خمینی ، 3خرداد
دستم را روی دست امام گذاشتم ، داغ بود . حرارت دستشان اعماغ ! (اعماق)
وجودم را گرم کرد .
لبهایم را روی نقاطی از سرشان که مو نداشت گذاردم ، آنجا هم داغ و مرطوب
بود ، بی اختیار با زبانم کمی از رطوبت را برداشتم !

+ نوشته شده در ساعت 23:24 توسط مرجان دختر تنها |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا